19 جولای

کارآفرین ۲۰ ساله، دروغ بزرگ

ایده‌های خوب در هر سنی هستند، اما برای تبدیل آن‌ها به داستان‌های موفقیت نیاز به تجربه است. استیو جابز زمانی که کمک کرد تا شرکت اپل شکل بگیرد، ۲۱ سال سن داشت. اما زمانی که شرکت موفق شد تا دستگاه iMac را بسازد، او یک مدیر ۴۳ ساله بود.

هر آنچه در مورد افراد ۲۲ ساله موفقی شنیده‌اید که در گوشه‌ی دفتر خود در استارتاپ فوق‌العاده محبوبشان در دره سیلیکون نشسته‌اند را فراموش کنید. اگر می‌خواهید موفق‌ترین کارآفرینان را پیدا کنید، باید چند دهه به عقب برگردید.

براساس مقاله‌ای از دانشگاه MIT توسط پروفسور پیر ازولای و دانشجوی دکتری دنیل کیم، میانگین سن کارآفرینانی که شرکت‌هایشان را راه‌اندازی کرده‌اند و حداقل یک کارمند استخدام کرده‌اند ۴۲ سال است. در این مقاله گفته شده که اگر هیچ چیز دیگری نمی‌دانستید و دو ایده‌ی یکسان داشتید که یکی از آن‌ها توسط یک شخص خیلی جوان و دیگری توسط شخصی میانسال پیشنهاد داده شده باشد، و اگر شما را مجبور کنند که یکی از این دو را انتخاب کنید، بهتر است این انتخاب شخص میانسال باشد.

نمودار سن کارآفرینان

بین سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۴ کمتر از ۱ درصد شرکت‌های استارتاپ‌های کارآمد توسط کارآفرینان ۲۰ ساله بنیان‌گذاری شده بودند.

گروه داده‌های نزدیک به ۲.۷میلیون نفر را بررسی کرد که کسب‌و‌کار‌هایی بین سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ راه‌اندازی کرده بودند و حداقل یک کارمند داشتند. همچنین علاوه بر میانگین سنی کارآفرینان، دریافتند آن سرمایه‌گذاری‌های جدیدی که بیشترین رشد را داشته‌اند، توسط افرادی با سن ۴۵ سال پایه‌گذاری شده بودند.

محققان داده‌ها را به کارمندان فراتکنولوژی، شرکت‌های تحت حمایت سرمایه‌گذاران خطرپذیر و شرکت‌های ثبت اختراع تقسیم کردند. در تمام ایالات متحده، میانگین سنی پایه‌گذاران به ترتیب ۴۳، ۴۲ و ۴۵ سال بود.

گروه به میانگین سنی و استارتاپ‌ها در مناطقی چون کالیفرنیا، نیویورک، ماساچوست و به خصوص دره سیلیکون نگاهی انداخت. کمترین میانگین سنی که بتوان آن را جوان به حساب آورد، مربوط به شرکت‌های تحت حمایت سرمایه‌گذاران خطرپذیر بود که در نیویورک، میانگین سنی ۳۹ سال داشتند.

به طور مشابه، میانگین سنی پایه‌گذاران برای یکی از جوانترین حوزه‌های تکنولوژی (در این مورد حاملان ارتباطات بیسیم) ۳۹ سال بود.

همچنین محققان دریافتند آن دسته از کارآفرینانی که قبلا در یکی از حوزه‌هایی که در آن کسب‌و‌کارشان را راه می‌اندازند استخدام شده بودند، ۱۲۵ درصد موفق‌تر هستند.

در حالی که این ممکن است مانند یک شوک به نظر برسد، حداقل به ۲۰ و چند ساله‌هایی که به دنبال راه‌اندازی شرکت هستند و سرمایه‌گذارانی که به دنبال سرمایه‌گذاری روی آن‌ها هستند، اما نباید زیاد روی این ایده سرمایه‌گذاری شود.

محققان می‌گویند که به صورت تئوری می‌دانیم که با گذر سن، مزایای زیادی برای فرد انباشته می‌شود. برای نمونه شما مقدار زیادی سرمایه انسانی از طریق تجربه‌ها کسب می‌کنید. همچنین با گذر زمان، منابع مالی بیشتری بدست می‌آورید.  ارتباطات اجتماعی نیز به همین صورت است. تمامی این‌ها شما به نوعی شانس موفقیتتان را به عنوان یک کارآفرین افزایش می‌دهد.

بلندپروازی و کارآفرینی

راه‌های دیگری نیز برای دریافت اطلاعات در مورد بنیانگذاران و کسب‌و‌کار‌ها وجود دارد. برای نمونه لینکداین؛ اما داده‌های سرشماری بیش از هر چیز دیگری به حقیقت نزدیک است. هر چیز دیگری یک نمونه انتخاب‌شده است.

این داده‌ها فقط سرشماری نیستند. نکته کلیدی اینجاست که این داده‌ها با آمار ثبت‌شده سازمان خدمات درآمد داخلی تطابق دارد. مردم از قبل به سرشماری‌ها دسترسی داشته‌اند، اما آن‌ها هیچ راهی برای اینکه بفهمند چه کسی کارمند و چه کسی بنیانگذار است ندارند. اما اکنون محققان برای اولین بار می‌توانند این کار را انجام دهند.

محققان باید قبل از بررسی داده‌ها چیز‌های زیادی را مورد بحث قرار دهند؛ مانند مشخص‌کردن تفاوت بین خوداشتغال‌زایی و کارآفرینی، و محدود کردن دامنه بررسی از همه شرکت‌ها به فقط شرکت‌هایی که انگیزه رشد دارند.

بسیاری از کسب‌و‌کار‌ها با قصد موفقیت شروع شده‌اند، اما هنوز کوچک هستند. به چیز‌هایی مانند خشکشویی و یا پیتزافروشی فکر کنید.

این قضیه هیچ مشکلی ندارد، اما وقتی در مورد کارآفرینی صحبت می‌کنیم، آنچه انتظار می‌کشیم تصویر شخصی است که با بلندپروازی سعی می‌کند در چیزی که شروع کرده رشد کند.

این نقطه شروع نیز چیزی است که باید مشخص‌شده باشد. شما چگونه کارآفرینی را تعریف می‌کنید؟ روزی که در واقع یک شخص را استخدام می‌کنید؟ روزی که با یک ایده در یک گاراژ ظاهر می‌شوید؟ و یا روزی که در یک شتابدهنده نام‌نویسی می‌کنید؟

هیچ توافقی در این مورد که کارآفرینی را چگونه تعریف می‌کنیم وجود ندارد. این یک چالش است. پژوهشگران باید داده‌های سرشماری را با داده‌های سازمان خدمات درآمد داخلی ترکیب کند که به آنها اجازه دهد صاحب یک کسسب‌و‌کار را همراه با افرادی که از روز اول در آن کسب‌و‌کار بوده‌اند به طور دقیق مشخص کنند.

چیزی که پژوهشگران توانستند بررسی کنند فقط کسانی که از روز اول حضور داشتند نبود، بلکه توانستند تمایز بین کسانی که زود استخدام شدند (غیربنیانگذار) با کارآفرینانی بود که از روز اول بوده‌اند و سهم بزرگی در شرکت دارند را بیابند.

چیزی که در این مقاله جالب به نظر می‌رسد این است که این دو کار را همزمان انجام می‌دهد. پیدا کردن بنیان‌گذاران و سن آن‌ها، برای گروهی از شرکت‌های جوان که به نظر می‌رسد در زمان شروع انگیزه برای ساختن چیزی بامعنا را دارند.

نمودار سهام شرکت مایکروسافت و اپل

استیو جابز و بیل گیتس شرکت‌های مربوطه را در اوایل دوره دوم زندگیشان آغاز کردند که با خطوط عمودی نشان داده شده است. اما سهام‌های اپل و مایکروسافت زمانی که هردو در ۴۰ سالگی بودند به نقطه اوج خود رسید.

کارآفرینی بهتر

پس چرا در کارآفرینی سن اهمیت دارد؟ این قضیه ممکن است نتیجه سرمایه انسانی، اجتماعی و یا مالی باشد، یا ترکیبی از آن‌ها، و یا حتی چیزی دیگر.

یک چیز که سرشماری مشخص نمی‌کند، داده‌های خوب در موردمسئله آموزش است. نمی‌توان فهمین چند درصد از بنیان‌گذاران با مدرک دکتری و یا مدارک دانشگاهی هستند. اما کمی در مورد تجربه‌ها دیده می‌شود. این قسمتی است که به سن مرتبط است. شما می‌دانید که در صنعت چه می‌گذرد، شما مسائل را می‌فهمید.

این درسی است هم برای بنیانگذاران و هم برای سرمایه‌گذاران. همین الان ایده‌هایی که شایسته سرمایه‌گذاری‌اند شاید چیزی دریافت نکنند، بخاطر اینکه بنیان‌گذاران ۳۷ ساله آن‌ها به عنوان از کار افتاده شناخته می‌شوند.

این مسئله به منزله این نیست که افراد جوانی که کسب‌و‌کار‌های قدرتمند و بزرگ ساخته‌اند وجود ندارد. همچنین به این معنی نیست که آن‌ها قرار نیست با افزایش سن بهتر شوند. برای مثال بیل گیتس و جف بزوس در ۵۰ سالگی موفقیت‌های بیشتری از ۲۰ سالگی دارند.

آن دسته از افراد ۲۰ ساله که می‌خواهند مارک زاکربرگ بعدی باشند، نباید از این آمار دلسرد شوند. و بجای آن باید باور داشته باشند که همچنان می‌توانند یک کارآفرین موفق و بهبودیافته باشند.

اگر شما ۲۲ سال دارید و یا از یک دوره مدیریت کسب‌و‌کار بیرون آمده‌اید و این دیدگاه اجتماعی وجود دارد که شما باید همین الان یک کارآفرین شوید، دوباره روی آن فکر کنید. زیرا شاید شما یک ایده بزرگ داشته باشید، اما ممکن است مهارت درست و یا تجربه لازم برای جلوبردن آن ایده را نداشته باشید.به مسیر‌های شغلی به عنوان یک گزینه نگاه کنید، نه مسیری مطلق.

 

منبع: https://mitsloan.mit.edu/ideas-made-to-matter/20-year-old-entrepreneur-a-lie

ترجمه: محمد کاظمی

دیدگاه ها


  • خب اینکه سهام شرکت هاشون در دهه چهارم زندگیشون به اوج رسیده یا موفقیت های چشمگیری توی دهه چهارم زندگیشون داشتن ، دلیل بر این نیست که بقیه زمان ها شکست خورده و ناتوان بودن !
    اینجور مقاله ها و دیتا ها ما رو معطوف به نقاط ماکزیمم نمودار ها میکنه که خیلی وقتا از مقدار رشد در هر مقطع غافل می کنه . اما نکته ی بعدی ای که وجود داره اینه که آیا این افراد میتونستن به اندازه ی امروز به محتوا های آموزشی در زمینه کسب و کار دسترسی داشته باشن و این حجم از تجربیاتی ک این روزا رد و بدل میشه رو دریافت کنن ؟ یا مجبور بودن با آزمایش و خطا راهشون رو انتخاب کنن ؟!

  • محمد عرفان عزیز
    نکته قابل تاملی بود، فقط بر حسب تجربه نکته ای رو اضافه کنم به نکاتی که فرمودی. به نظر پارامتر تجربه درمورد کارآفرین بیست ساله میتونه مهم باشه. اینکه حتی اون فرد کلی کیس و نمونه و دانش در دسترس اش باشه، یک جاهایی نقاط تصمیم گیری حساسی هست که تجربه میتونه سراغ فرد بیاد. باز هم خوشحال میشم نظرت رو بدونم

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.