30 آوریل

نگاهی نزدیک‌تر به طراحی کسب‌و‌کار (بخش ۱)

در انتهای قسمت قبل یک تعریف اولیه برای طراحی کسب‌و‌کار ارائه دادیم. حال در این قسمت و در قسمت بعد می‌خواهیم بررسی دقیق تری انجام دهیم.

برای دیدن بقیه قسمت‌ها به این لینک مراجعه کنید.

(۱) روش‌های طراحی

طراحی کسب‌و‌کار از روش‌های طراحی و به خصوص روش تفکر طراحی استفاده می‌کند. این روش قدرت گرفته  از روش های  میان‌رشته‌ای، ماهیت تکرار‌پذیری، استفاده از تفکر ربایشی و مشتری‌محوری است.

متداول‌ترین اشتباهاتی که کسب‌و‌کار‌ها هنگام بکار‌گیری تفکر طراحی انجام می‌دهند، تشکیل یک تیم یکدست است. اگر پروژه‌ای تشکیل شده از تعداد زیادی بازاریاب است، می‌توانید انتظار داشته باشید که نگاه دقیق آن‌ها به طور کامل بر نتیجه چیره شود. هنگامی که یک تیم نا‌همگن را شکل دهیم، تفکر طراحی به بهترین نحو خود کار می‌کند. به عنوان مثال، یک فرد علمی آشنا با روش علمی ، یک طراح محصول، یک طراح کسب‌و‌کار، یک طراح خدمات و …. به ایجاد این تیم ناهمگن کمک می کند.

طراح کسب و کار معروف، چارلز راینر هارتلین (Charles Rainer Härtlein) می‌گوید که یک راه عالی برای بنای یک تیم ناهمگن، مشارکت‌دادن مشتریان خودتان در یک پروژه است. چارلز توصیه می‌کند که به دنبال مشتریان پیشرو باشید و نه کسانی که صرفا تصمیم به خرید دارند و یا آخرین خریداران محصول شما هستند. در واقع به دنبال مشتریان نامتعارف و پیشرو باشید.

این ترکیب تضمین می‌کند که می‌توانیم از دیدگاه‌های گوناگون به مسئله نگاه کنیم. حالا سئوال اینجاست که آیا این موضوع لازم و مطلوب است؟ آیا واقعا می‌توانیم این تیم ناهمگن را بسازیم؟ آیا از لحاظ کسب‌و‌کار انجام چنین کاری منطقی است؟

علاوه بر این، تفکر طراحی از استدلال ربایشی استفاده می‌کند. در آموزش های معمول استدلال ها،  بیشتر استدلال استقرایی (از مثال‌ها تا قوانین) و استدلال استنتاجی (از قوانین تا نتیجه‌گیری) را می‌آموزند. استدلال‌های استقرایی و استنتاجی در محیط‌های کاملا تعریف‌شده خوب کار می‌کنند. با این حال، کسب‌و‌کار در یک محیط تعریف نشده و دارای عدم قطعیت تعریف شده است. ما اطلاعات ناکاملی در یک سیستم بسیار پیچیده داریم. تفکر ربایشی برای چنین شرایطی از همه مناسب‌تر است. این تفکر، ترکیبی از استقرا و استنتاج است که مجموعه‌ای از مشاهدات را بررسی می‌کند و به ایجاد محتمل‌ترین توضیحات (فرضیه‌ها) کمک می‌کند.

بیشتر برنامه‌های کسب‌و‌کار مدارس، تفکر استقرایی و استنتاجی را آموزش می‌دهند. آن‌ها به نظریات و قوانین کسب‌و‌کار که بر دنیای کسب‌و‌کار حاکم اند، توصیه می‌کند که بهترین جواب را بیابند. با این حال، دنیای کسب‌و‌کار ذاتاً مبهم، بی‌نظم و غیر قابل پیشبینی است. در بسیاری از موقعیت‌های تجاری، تفکر ربایشی در واقع ابزاری بسیار بهتر از استقرای معمولیست.

در نهایت، روش‌های طراحی مشتری‌محور هستند. نقطه شروع هر چالشی، مشتری است. ما با صحبت‌کردن با مشتریان و فراگیری چالش‌ها، اهداف، درد‌ها وزندگی آن‌ها شروع می‌کنیم. این به ما کمک می‌کند تا راه حلی طراحی کنیم که متناسب با شرایط زندگیشان بسیار مناسب باشد. اکثر شرکت‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویا محصول آن‌ها در مرکز زندگی مشتریان است. خب، زندگی من حول مسواک من نمی‌چرخد! فقط می‌خواهم یک کار را انجام دهم و نمی‌خواهم بیشتر از چند ثانیه (یا چند دقیقه) برای انتخاب یک گزینه وقت بگذارم.

در ضمن طراحان کسب‌و‌کار فقط مشتری‌محور نیستند، بلکه ذی‌نفع‌محور نیز هستند. ما با مشتری شروع می‌کنیم ولی به همان اندازه نگران بقیه افرادی که در مدل کسب‌و‌کار حضور دارند نیز هستیم.

 

(۲) طرز تفکر طراحی

 

طراحان کسب‌و‌کار از روش تفکر طراحی استفاده می‌کنند که غالباً نادیده گرفته می‌شود. همانطور که در بخش روش‌های طراحی مشاهده کردید، طرز تفکر سنتی ما در مورد یک مسئله، نتیجه را مقدر می‌کند.

اگر از تفکر استقرایی استفاده کنیم، فقط مجموعه کوچکی از احتمالات را کشف خواهیم کرد. این قضیه همانند حل کردن یک معما است که فقط به یک جواب منتهی می‌گردد. با این حال، چالش‌های کسب‌و‌کار فقط یک نتیجه ندارند. راه حل می‌تواند خارج از چارچوب های حل مسئله باشد (کاملا خارج از معمای طرح شده ما). ما لازم است قبل از به اجرا رساندن یک راه حل، چیز‌های مختلفی را امتحان کنیم. ما به عنوان طراحان کسب‌و‌کار، می‌خواهیم شبکه‌ای گسترده بسازیم و تا حد امکان گزینه‌های مختلفی را بررسی کنیم. به عنوان مثال در حالی که از ابزار‌های سنتی کسب‌و‌کار استفاده می‌کنیم، در نحوه انجام این کار خلاق هستیم. برای مثال، قبل از بررسی یک مدل کسب‌و‌کار، با مشتریان و تمام ذی‌نفعان بالقوه مدل کسب‌و‌کار خود صحبت می‌کنیم.

همچنین برای پیدا کردن راه حل صرفا از «بوم مدل کسب‌و‌کار» استفاده نخواهیم کرد (زیرا فقط یک راه حل وجود ندارد). ما تعداد زیادی از سناریو‌های نامتعارف مدل کسب‌و‌کار را ایجاد می‌کنیم و از آن‌ها به عنوان نمونه اولیه‌ای برای یادگیری درباره مشتریان، تامین‌کنندگان و سایر ذی‌نفعان استفاده می‌کنیم.

در قسمت بعد، ادامه تعریف طراحی کسب‌و‌کار را بررسی می‌کنیم

برای دیدن بقیه قسمت‌ها به این لینک مراجعه کنید.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.