12 ژوئن

قسمت ششم: فرایند طراحی کسب‌و‌کار چیست؟

این همان چیزی است که بسیاری از شما منتظرش بودید و آن چیزی نیست جز «فرآیند طراحی کسب و کار». اما اگر قسمت‌های قبلی مقاله را با دقت مطالعه کرده باشید، می‌دانید که فرآیند بخش اصلی نیست. حتی می‌توان گفت که هیچ فرآیند مشخصی برای طراحی کسب‌و‌کار وجود ندارد. هر یک از طراحان کسب‌و‌کار می‌توانند بر اساس چالشی که در آن قرار دارند، فرایند‌های خودشان را طراحی کنند و با آن هماهنگ شوند. اما به نظر این پاسخ مفیدی نیست. بنابراین در اینجا یک فرآیند طراحی کسب‌و‌کار را در پنج مرحله معمولی غیر خطی ارائه می‌کنیم.

  • همدلی (و جستجو)
  • تعریف‌کردن
  • شکل‌دادن
  • نمونه‌سازی اولیه
  • تست‌کردن

حال ببینیم که طراحان کسب‌و‌کار در هر مرحله چه کار‌هایی انجام می‌دهند.

همدلی (و جستجو) – ما با محوریت مشتری و محوریت ذینفعان شروع می‌کنیم. ما می‌خواهیم بفهمیم مشتریان و ذینفعان در چه وضعیتی هستند؟ با چه چالش‌هایی روبرو می‌شوند؟ این روز‌ها از چه گزینه‌های مشابهی استفاده می‌کنند؟ تمایل آن‌ها در نحوه پرداخت چیست؟ در ضمن به این مرحله جستجو را نیز اضافه می کنیم. زیرا طراحان کسب‌و‌کار نباید فقط به داده‌های کیفی مشتریان اعتماد کنند بلکه درباره رقبا و صنعت نیز تحقیقاتشان را گسترش دهند.

تعریف‌کردن – پس از انجام تحقیقات، آموخته‌های خود را از مرحله همدلی ترکیب کرده و چالش را تعریف می‌کنیم. به یاد دارید که طراحی کسب‌و‌کار برای چالش‌های مبهم مناسب است؟ آن‌ها آنقدر پیچیده هستند که تا شروع فاز اول تحقیقات نمی‌دانید چالش واقعی چیست. بنابراین، پس از مرحله همدلی، سرانجام بینش کافی ای داریم تا سوالات بهتری را ایجاد کنیم و فرآیند را ادامه دهیم.

شکل‌دادن – پس از تعریف چالش ها بر اساس آموخته ها، شروع به ارائه اولین ایده‌ها برای پیدا کردن راه حل، گام بعدی است. معمولا برای جلسات طوفان فکری، سوالات زیادی به شکل «چطور ممکن است که …» داریم. بعد از اینکه به اندازه کافی ایده‌ها را جمع‌آوری کردیم، آن‌ها را به بخش های مختلف تقسیم‌بندی و اولویت‌بندی می‌کنیم. در انتهای این مرحله، تیم همراه در پروژه، امیدوار‌کننده‌ترین فرصت را به عنوان نقطه تمرکز برای مرحله بعدی انتخاب می‌کند.

نمونه‌سازی اولیه – در مرحله نمونه اولیه، ما راه حل خود را تبدیل به یک نمونه اولیه می‌کنیم. بسته به چالش، نمونه اولیه می‌تواند هر چیزی باشد، از یک فرایند کسب‌و‌کار جدید گرفته تا یک سرمایه‌گذاری کاملا جدید. به عنوان مثال بیشتر این نمونه های اولیه می تواند شامل: مدل‌های جدید کسب‌و‌کار، بیان استراتژی تجاری، پیش‌بینی‌های مالی، فرایند‌های تجاری، نمودار‌های سازمانی، چارچوبٰهای پیشنهادی معیار و استراتژی‌های قیمت‌گذاری هستند.

تست‌کردن و آزمودن – در مرحله آخر، طراحان کسب‌و‌کار ( و کل تیم پروژه) آزمایش‌هایی را برای یادگیری آغاز می‌کنند. ما برای به دست آوردن پاسخ‌ها فرضیه سازی می‌کنیم و از نمونه‌ای اولیه استفاده می‌کنیم. یک طراح کسب‌و‌کار نیز معمولا در یافتن معیار‌های مناسب برای هر آزمایش و یافتن معیار‌های اندازه‌گیری (برای دانستن پذیرفتن یا رد فرضیه) درگیر است.

 

با تجربه، هر طراح برای خود نسخه‌ای از این فرآیند را خلق می‌کند. هنوز هم اصول فرایند یکسان است ولی بعضی از جزئیات ممکن است جا‌بجا شوند. برای مثال، ایده‌پردازی گاهی وقت‌ها در کل پروژه اتفاق می‌افتد، نه فقط در فاز سه. یا ممکن است شخصی بخواهد ایده‌های کسب‌و‌کار را از همان ابتدا تعریف کند.  یا اگر صنعت را به خوبی بشناسید، ممکن است مستقیم به مرحله نمونه‌سازی بروید.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.