17 جولای

قسمت نهم: نمونه های اولیه طراحی کسب و کار چگونه به نظر می رسند؟

بیایید واقع بین باشیم. کار یک طرح کسب و کار چگونه به نظر می رسد؟ بیایید با مشاهده بعضی نمونه های اولیه طراحی کسب و کار شروع کنیم.

برای مثال، اگر بخواهیم قیمت محصول را تست کنیم، می توانیم آزمایش های مختلفی را برای پیدا کردن یک نقطه مطلوب انجام دهیم. ما میتوانیم یک خرده فروشی موقت را در یک سوپرمارکت اجاره کنیم و امروز قیمت X و فردا قیمت Y را ارائه کنیم. اگر محصول دیجیتالی داشته باشیم به سادگی می توانیم یک تست A/B با دو قیمت متفاوت راه اندازی کنیم.

یک طراحی اولیه که مشتریان را در تصمیم گیری به چالش می کشد (اتاق بزرگ با تخت نه چندان عالی یا اتاق کوچک با تخت خوابی عالی) به تیم طراحی کسب و کار کمک میکند تا یک استراتژی را شکل دهد.

وقتی من در حال تست کردن استراتژی هستم (تصمیمات بده‌بستان تجاری / business trade-off decisions) مجموعه‌ای از تصمیمات بده‌بستان را خلق می کنم که می توانم آنها را در تحقیقات کاربر آزمایش کنم. حال به مثال هتل زنجیره ای برگردیم. هنگام تست کردن بهترین استراتژی، به فهرستی از تصمیمات بده‌بستان مشتری می‌رسیم.

  • اندازه اتاق – کیفیت تخت خواب (مشتریان یک اتاق بزرگتر می خواهند یا تختخوابی بهتر؟)
  • مکان هتل – اندازه اتاق (مشتریان اتاق بزرگتر را ترجیح می دهند یا مکانی بهتر؟)
  • مسئول راهنمایی هتل – باشگاه ورزشی (مشتریان به خدمات راهنمایی و گردشگری اهمیت بیشتری می دهند یا به باشگاه ورزشی؟)

من این موارد را به مصاحبه‌شونده ارائه می‌کنم و از آنها می‌خواهم بین این گزینه ها انتخاب کنند. این کار به من نشان می‌دهد که باید روی چه چیزی سرمایه گذاری کنم و از چه چیزی می توانم صرف نظر کنم.

سومین نمونه اولیه که من از آن استفاده می کنم پیش‌بینی‌های مالی است. با استفاده از از برنامه‌ریزی اکتشافی  (Discovery-Driven Planning) میتوانم قابلیت زیست پذیری مفهوم تجاری خود را آزمایش کنیم. اینجا یک تصویر کلی از DDP در عمل آورده شده است.

فرض کنید می‌خواهیم یک رستوران سیار راه اندازی کنیم. با رعایت اصول DDP، ما با هدف خود برای سودآوری شروع می‌کنیم.  اگر هدف سود سالانه ما ۱۰۰ هزار دلار باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ خوب اگر میانگین قیمت یک بشقاب غذا ۵ دلار باشد و ۴ دلار برای ما تمام شود (شامل حقوق اجاره مواد تشکیل دهنده و …) ما باید در سال ۱۰۰ هزار بشقاب ( ۵۰۰ هزار دلار درآمد منهای ۴۰۰ هزار دلار هزینه) بفروشیم. اگر این مسئله را بیشتر تحلیل کنیم، باید ۲۷۴ ظرف در روز بفروشیم. با فرض روزهای کاری ۱۰ ساعته، این به معنای حدود ۲۷ ظرف در ساعت است. برای یک رستوران سیار خیلی زیاد به نظر می‌رسد. درست است؟ اما دقیقاً به همین دلیل است که ما برای یافتن این نقاط خطرناک از DDP استفاده می‌کنیم. این رویکرد به خوبی به آزمایش منجر می شود. ما نیاز به سرمایه‌گذاری در یک کسب و کار نداریم تا ببینیم که آیا می‌توانیم ۲۷ بشقاب غذا در ساعت آماده کنیم یا نه. زیرا می‌توانیم این کار را در آشپزخانه خودمان انجام دهیم.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.